تا اطلاع ثانوی:
خب خودتون که میبینین٬ عملا تعطیل ِ فقط این جوری رسما اعلامش کردم!
به امید پست های بعدی در سال ۸۹ ![]()
![]()
« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »
خب خودتون که میبینین٬ عملا تعطیل ِ فقط این جوری رسما اعلامش کردم!
به امید پست های بعدی در سال ۸۹ ![]()
![]()
دلمان گرفته
میزنیم به حافظ
یاور همیشه همراه
پ.ن: حافظ خرج ندارد ٬انتظار ندارد٬بیخودم به ادم گیر نمیدهد .کلا بسیار خفن است و کلی به ما حال می دهد.
دربست!
زد روي ترمز. با خستگي پرسيد: کجا؟
بهشتزهرا.
با خودش فکر کرد: «اگه داداش باهام راه بياد و بازم ماشينش رو بهم بده، با دو سه شب مسافرکشي تو هفته، شهريه اين ترمم جور ميشه.»
پايش را روي پدال گاز فشرد. ماشين پرواز کرد. اتوبان، بيانتها به نظر ميرسيد. در گرگ و ميش آسمان، رويايي دراز پلکهايش را سنگينتر کرد. صداي پچپچ مسافرهاي صندلي عقب، مثل لالايي نرمي در گوشهايش ريخت.
يکباره صداي برخورد جسمي سنگين، او را از خواب پراند. ناخودآگاه ترمز کرد. مثل کابوسزدهها، از ماشين بيرون پريد. وسط جاده، پسري همقد و قواره خودش، مچاله افتاده بود و هنوز نيمي از گلهاي رز و مريم را در دست داشت.
بعضی وقتا , در بعضی موقعیتا,
ما همون کاری رو می کنیم که همه می کنن ,
و چیزی رو میگیم که همه می گن ,
و این ,
واقعا ,
خیلی بده ...

پنجره را باز کرد ،
کنار پنجره ایستاد ،
گذاشت نسیم بپیچد لا به لای پرده و پیرهن و دامنش ،
نسیم پیچید ،
بیشتر از پرده به پیرهن و دامنش ،
چشمانش را بست ،
نسیم پرده را پس زد و پیرهن و دامن را هم …
احساس کرد کسی دارد نگاهش می کند ،
برگشت ،
چشمش افتاد توی آیینه ،
گونه هایش سرخ شد ،
پنجره رابست .
چه نگاه سردی!
چشمانت را ببند تا
دلم گرم شود.
فریادهایم را
میان نگاهت
گم کرده ام..
چه آرام
دفن می شوم
میان این همه
بغض و فریاد
برای آنان که این روزها، تلخی فریادشان را در گلو فروخورده اند!

سیگار كشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید كسب كنید
وقتی سیگار بكشین یه سرفه هایی میكنین به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد
اونایی كه سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن كه روابط عاطفی عمیقی با چای و نسكافه پیدا كردن
اگه سیگاری بشین برای مواقع بیكاری ، بیعاری ، بیخوابی ، بیداری ،بیزاری ، بیذاتی ، بیماری ، سیرابی ، لیوانی ، خیشاحی ( منظور همون خوشحالیه ) ، نیراحی (ناراحتی ) و سایر مواقع بهترین امكان رو در اختیار دارین
اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا كنین
الف – وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میكنین كه از بس دوستتون دارن شما رو به شكل شیرینی میبینن
ب – وقتی شما جزء مصرف كنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شكل مگس میبینن .در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود
اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین
وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترك سیگار شركت كنین و كلی پول به جیب بزنین
اگه سیگاری بشین ، وقتی با اقوام و دوستان به پیك نیك میرین موقع روشن كردن آتیش میتونین روش روشن كردن كبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یك قهرمان ملی معرفی كنید
اگه سیگاری بشین با سوپری سر كوچتون بیشتر رفیق میشین طوری كه اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه
اگه مخفیانه سیگار بكشین میتونید با كوچه پس كوچه های اطراف خونه ، پشت بام ، زیر زمین و دیگر جاهایی كه تا حالا زیاد بهشون توجه نكردین بیشتر آشنا بشین
هرچه بیشتر سیگار بكشین راحت تر میتونین از شر پولهایی كه توی جیبتون سنگینی میكنه راحت بشین
اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ كه هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی كنین
کاش گاهی
«من»
می باریدم
به جای باران

یکسری آدم ها که کلا لیاقت ندارن... اون ها هیچی.
بحث من سر اون یکسری ِ که حس می کنی لیاقت دارن... لیاقت دارن بهشون فکر کنی. باهاشون حرف بزنی. خوابشون رو ببینی . بهشون زنگ بزنی. دوستشون داشته باشی. یک فولدر به اسمشون توی کامپیوترت داشته باشی. عکسشون رو تو موبایلت سِیو کنی. واسشون لابه لای حرف هات دونقطه ایکس و دونقطه ستاره بزنی...
پ.ن: چرا هی اصرار دارین به آدم ثابت کنین که همتون جزو دسته ی اولین؟
حوا نیز میتوانست نبیند
اما دید!
میتوانست هیچ نپرسد
اما پرسید!
میتوانست عبور کند از درخت سیب
اما ...
من دختر خلف اویم.
قدسی قاضینور
نتیجه عبور، ردپایی است که می ماند.
اما این روزها
در بیشتر جاها
باید طوری راه رفت که هیچ بر جا نماند
و سهم من از تو......
نرسیدن بود.........
تنها تراژدی بود که برای من.......
جاودانه
ماند
دیدین...یه وقتایی
که پازل زندگی با هم جور نمیشه....
افکار آدم مثل تیکه های پازل چجوری تو دسته بچه بازی های روزگار گم میشه؟!!
حالم از هرچی پازله داره بهم می خوره...

دلم می سوزد
برای کلاغ ها
که از میان این همه رنگ،
سیاه نصیبشان شد

سرده!!!
ايي سرده!!خيلي سرده!!!ازاون كه فكر ميكني سردتره!!اصلا دست Ice Age 2 رو از پشت بسته...!!شدتش موي تنت رو سيخ ميكنه....مي پرسي چيه؟؟عمراً اگه بگم؟؟!!
چي ..نه ..هوا..نه..غذا...نيست...يخ...نه...توجيب...نه..جك هم نيست...يه چيز ديگست!!فهميديد!!!...![]()
احساسات من دچار نوسان قطعا...!
سلام دادی
سکوت کردم
عشق بارید
سبز شدیم
سرد شدم
سیر شدی
ساده آمدم
سادهتر رفتی...
چیزی به لحظهی تحویل نمانده است...
ستارهام را بده،
سایهات را بگیر.
پینوشت:
آیا بهار که بیاید، واقعاً زمستان خواهد رفت؟
- گیرم که هر روز ، عید باشد
دل بی حوصله با "شیرینی" سرش کلاه نمی رود .
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگ
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگیم و در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بقچه های نون
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس
نا تمام گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی حوض یک آبنتنی
با اینها زندگی مو سر میکنم با اینها خستگیم و سر میکنم با اینها زمستون رو سر میکنم

- چرا ازدواج کردی ؟
- آخه میگن تا ازدواج نکنی به هیچ جا نمیرسی !
- این روزها
احساس می کنم آدم برفی ام
داغم نکن ...

نه گفتن همیشه واسم سخت بوده...
برای نههای کوچک٬ به جای کلنجار رفتن با خودم معمولا از گفتنشون صرفنظر میکنم
اما نههای بزرگ به این سادگی نیست...
هرچند عذاب وجدان گفتنشون هم بزرگتر باشه...
به هرحال گفتم نه...
شاید انتقام نههایی رو که روزگار بهم گفته رو دارم از تو میگیرم...
چرخهی مسخرهایه...
روزگار غریبیست به قول ...
پشیمونی بعد از هر اشتباه
مثل خوردن یک آدامس نعنایی بعد از کشیدن یه نخ سیگاره
فقط حیف که
آدامسا معمولا زود طعمشونو از دست میدن و آدم مجبوره پرتشون کنه بیرون!