تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

20 Jun 2006

پاورم سووووخت

این هفته خیلی هفته بدی بود برام...

آخه باید عرض کنم پاوره کامپیوترم سوووووخییییید

دقیقا همون شبی که خواستم خودم رو با اینترنت مشغول کنم...

حالا هم که کافی نتم...هیچ خوشم نمی یاد از اینجا

ولی خوب واسه منی که تنبلم خیلی خوفه آخه تو خیابونه خودمونه

بعدشم دوباره کلاسا شروع شد

از دسته مدرسه راحت می شیم میفتیم گیره این کلاس ملاسا

ولی خوبیش به اینه که از دسته این معلم خشنا راحت شدیم

راستی کارنامه گرفتم

خوب دییییییگه چه کنیمراستی باید بهم جایزه بدینا

راستی از همه مهم تر اینکه تیزهوشان رو گند زدم

اگه من دستم به این شادروان و حسینی برسههههه

خوب دیگه...

من باید برم

الان صاحبه اینجا می ندازتم بیرون

بای تا هفته بعد

 

 

 

15 Jun 2006

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعنی همين! " شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

 

                                                                                    نظر یادتون نره هاااااا

15 Jun 2006

اومدم شبها رو باور نکنم غصه نذاشت

اومدم غصه رو باور نکنم شب نمی ذاشت

حالا باور بکنم یا که باور نکنم دردی درمون نمیشه 

کاری آسون نمیشه

کوه قصه توی قلبم دیگه ویرون نمیشه

می تونست چشمای تو شبها رو روشن بکنه

نذاره غم توی دل اینقده شیون بکنه

توی دل هیچ می دونی غم داره آواز می خونه؟

اینو من می دونمو این شب تاریک می دونه

دل تو خنده ی تو چشمای تو دستای تو

می تونستن نذارن شبها رو باور بکنم

حالا باور بکنم یا که باور نکنم دردی درمون نمیشه 

کاری آسون نمیشه

کوه قصه توی قلبم دیگه ویرون نمیشه

می تونست چشمای تو شبها رو روشن بکنه

نذاره غم توی دل اینقده شیون بکنه

توی دل هیچ می دونی غم داره آواز می خونه؟

اینو من می دونمو این شب تاریک می دونه

 

گوگوش

 

 

 

14 Jun 2006

خیالی نیست

در آن دیاری که مردمانش عصا از کور می دزدند من خوشدل محبت جستجو کردم..."خیالی نیست"

 

تو که نیستی تا ببینی گریه های هر شب من    بی حضور عاشق تو چه عجیب گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی دل آسمون شکسته         جاده تا صبح قیامت من و این پاهای خسته

با عبور هر ستاره روح سبز تو رو دیدم        زیر قطره های بارون صدای پاتو شنیدم

 

قدرش رو ندونستیم. می تونست همینجا، تو کشور خودش باشه و فعالیت کنه.از وقتی رفته، دیگه اصلا نمیشه آلبومهای مسافر،هزار و یک شب،بی تابی و.... با آلبومهایی مثله پاپکرن و خیالی نیست مقایسه بشن...

 

بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد     حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمی خواد

از چی بگم تا دله من لحظه ای آروم بگیره     دیو سیاهه غصه ها توی کدوم شب می میره

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه      وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمی دونه

می خونم به خدا می خونم از چشای معصومه تو حرفای تو رو

می دونم به خدا می دونم اونکه جدا کرده روحم و قلب تو رو

شادمهر

 

 

 

 

 

 

11 Jun 2006

سر گیجه

سرش گیج میرود ، خون توی صورتش می پاشد و داغ می شود ...

کسی آنطرف چیزی می نویسد ، او صفحه را می بندد و می شمرد،  انگار یک قدم بر میگردد عقب ، صدای تیک و تاک ساعت ، هفت و شش دقیقه ی صبح ، شلوغی ، دود ، کم خوابی ، نور ِ بالای ماشین هایی که از عقب می آیند و او توی ذهنش را می کاود ...

سکوت می کند ، باید کمی فاصله ، باید کمی عقب تر رفت ، آن قدر که در سایه ، در مه گم شد یا نشد ... شاید  باید نیست می شد ، تهی ، پوچ .

 روی یک پایه ی لرزان ، صد هزار بار شک ، ترس ، عدم یقین ... صد هزار بارتوی خودش: " نه "

کجا ایستاده بود که این همه از افتادن واهمه داشت ؟! کجایی دختر ؟

8 Jun 2006

من سنگ شوره زارم و گويا زمانه ای



اينجا کشانده است مرا رودخانه ای



يا شايد آن پرستوی پيرم که عشق او



نگذاشت دست و پا بکند آشيانه ای



ياتاک بی بری که برای شکفتگی



ناچار جز بهار،ندارد بهانه ای



يا تخته پاره ای که گرفتار موجم و



هرگز مرا قبول نکرده کرانه ای






تنهايی من از خود تنهايی ام پر است



در بی نشانی است که دارم نشانه ای



چيزی نمانده است که ديوانه ام کند:



ترس مترسکانه ام از موريانه ای



اينجا کسی صدای مرا پس نمی دهد



پای کدام کوه بخوانم ترانه ای...؟

2 Jun 2006

آستان عشق

آن را که در هوای تو یک دم شکیب نیست

با نامه ایش گر بنوازی غریب نیست

امشب خیالت از تو به ما با صفاتر است

چون دست او به گردن و دست رقیب نیست

اشک همین صفای تو دارد ولی چه سود

اینه ی تمام نمای حبیب نیست

فریاد ها که چون نی ام از دست روزگار

صد ناله هست و از لب جانان نصیب نیست

سیلاب کوه و دره و هامون یکی کند

در آستان عشق فراز و نشیب نیست

آن برق را که می گذرد سرخوش از افق

پروای آشیانه ی این عندلیب نیست

25 May 2006

در ساحل شب
که چشم لیموها روشن بود
ما نیز کلید نور را چرخاندیم
در تاریکی کتاب را وا کردیم
تا حافظه ی دریا بیدار شود
با پرتو خودداری ، بر صفحه ی ما ، دریا می تابید
انگار یکی منتظر کشفی باشد
یا قایقی از شعر خودش را بسراید
آن گاه به راز واژه ها پی بردیم
آواز جدید با الفبای کهن
آواز به گل نشستن شادی
یک ماه که اندوه بر او بارید
دیدیم که هیچ واژه ای سکوت نیست
چشمان زنی که تهنیت می گفت
هر گونه تولد را
در جشن زنی که بعد ها باید زاییده شود
و شعله ی لیمویی اندیشه
از چک بلوز او به دریا می ریخت

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html