تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

17 Jan 2007

دخترك گلفروش و پسرك روزنامه فروش

 

 

 

دخترك گلفروش هر روز صبح دسته گلهاي رز سفيد را بر مي داشت و .....

بر سر چهارراهي به انتظار مي نشست!

 پسرك روزنامه فروش هم هر روز با دسته اي از روزنامه به انتظار مشتري هاي چهارراه مي ماند....

آن روز براي دخترك تنهاي يك دسته گل باقي ماند و....

براي پسرك هم يك روزنامه

و هيچ نگاهي زيباتر از نگاه پسرك روزنامه فروش به دخترك گلفروش نبود....

و مايي كه در سويي ديگر نظاره گر روزنامه اي هستيم روي جدول و .....

دو كودكي با دسته گلي در ميان!

و چراغ سبزي كه بي وقفه چشمك مي زند و....

چشمهاي دخترك و پسرك كه مشتاقانه به هم مي خندند و انگار.......

فرشته هاي خدا آسمان آن ها را ستاره باران مي كند!

 

پ.ناینجا باران می آید....

آسمان حقيره چشمهاي من!

 

15 Jan 2007

پروردگارا!

به من آرامش ده

تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير داهم

دليري ده

تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير دهم

بينش ده

تا تفاوت اين دو را بدانم

مرا فهم ده

*تا متوقع نباشم دنيا و مرم ان مطابق ميل من رفتار كنند...

 

                                                                    جبران خليل جبران

 

 

11 Jan 2007

خداوندا

سرنوشت مرا خير بنويس

تقديري مبارك

كه آنچه را كه تو

زود مي خواهي دير نخواهم

و چيزي را كه تو

دير مي خواهي زود نخواهم

 

                                   دكتر شريعتي

8 Jan 2007

But I was saved, I passed beyond the thick_leaved plants

I passed beyond the fishes

The birds, the beasts

The apes

I CREATED A HUMAN!

 

I'm not suspended, rootless thing in the world. I'm earth of its earth and breath of its breath!

 

7 Jan 2007

losable

امروز امتحان فيزيك داشتم

مزخرف ترينو گلابي ترين سوالو اشتباه جواب دادم.... پوووووف.

سر راه از يك نان فانتزي فروشي از اين نوناي كفگيري خريدم.وقتي بچه بودم و مامان مي خريد مزه شونو را خيلي دوست داشتم!!

حالا هم كه رسيدم خونه صداي speaker رو تا آخر زياد كردم و آلبومه جديد شادمهر رو مي گوشم!

 

قسمت نمي شه انگار دست تو رو بگيرم

براي آخرين بار براي تو بميرم

گريه نكن كه اشكات براي من يه درده

تحمل غم تو منو ديوونه كرده...

هيشكي مثه من تورو دوس نداره اينو از تو چشام مي توني بخوني

تو بودي جونمو عمرمو كسي كه مي خواستمو قسم راستمو كه مي خواي بدوني

واسه عشق تو همه چي دادمو بجز غرورمو كه اونم رفته به باد

بودو نبودمو همه وجودمو واسه تو دادمو تو مي گي منو نمي خواااااااااي!!!

 

 


 

كاشكي همه بدبختي ها با صداي همون در كوبيده شده به هم از بين مي رفتن

به همون آسوني........!

 

 

4 Jan 2007

دل دیوانه!

 

تشویش مثل دسته ای شپش موزی درونم را پوک می کند.به همه چیز دست می کشم،به همه چیز خوب چشم می دوزم و خوب تر گوش می دهم،می دانم هیچ چیز دوباره تکرار نمی شود. ،نمی خواهم شوخی های زندگی را جدی بگیرم،امشب نمی خواهم....چشمهایم از خستگی و بی خوابی می سوزند. كتاب "عصر افسانه" را باز مي كنم و به "هومر" غبطه می خورم که كاغذ هاي دفترش را با كلمات بی ربط و جفنگ از ذهنیات سیالش سیاه نمی کند.

"تولد پاريس" را باز مي كنم. شايد اين قسمت را ده ها بار خوانده باشم

 

واكمنم رو ميارم و كاست ويگن رو ميذارم:

 

چه بگويم با من اي دل چه ها كردي تو مرا با عشق او آشنا كردي

پس از اين زاري مكن هوس ياري مكن تو اي ناكام دل ديوانه

با غم ديرينه ام به مزار سينه ام بخواب آرام دل ديوانه.........

**

پنجره را باز مي كنم تا خانه خنک شود.همه چیز مرتب است ، هر چند شب های سرد هی کش می آیند و تنهایی را دوچندان می کنند با اینحال احساس آرامش میکنم ، گيتار مي زنم و می خوانم :


با تو رفتم بي تو باز آمدم از سر كوي او دل ديوانه

پنهان كردم در خاكستر غم آن همه آرزو دل ديوانه.....



پ ن: آواز من تمام مي شود ، تلفن زنگ میزند، همسایه طبقه بالاست می گويد: الو، بخش آهنگ های درخواستی؟ میشه لطفا به من نگو دوسِت دارم رو برامون بزارین؟

 

 

با تو رفتم بي تو باز آمدم از سر كوي او دل ديوانه

پنهان كردم در خاكستر غم آن همه آرزو دل ديوانه.....

چه بگويم با من اي دل چه ها كردي تو مرا با عشق او آشنا كردي

پس از اين زاري مكن هوس ياري مكن تو اي ناكام دل ديوانه

با غم ديرينه ام به مزار سينه ام بخواب آرام دل ديوانه.........

 

 

3 Jan 2007

بوی
رفتن
می دهی

ه م ی ن........

30 Dec 2006

عزیزم می تونی اون وسط مسط های حرفات جک هم برام تعریف کنی ؟؟ می خوام فرق جدی و شوخی بین چیزای که می گی کاملا برام معلوم باشه !!!

26 Dec 2006

......!

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html