تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

20 Aug 2007

اگه تو از پیشم بری_مریم حیدرزاده

اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
هر چی گل شقایقه رو خک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
اگه تو از پیشم بری زندگی خکستریه
فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن میکنن
قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره
یکی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
اگه بری همه میگن عشق من و تو هوسه
بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بیستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش
ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
یا که دور از چشمای من قلب تو دادی به کسی
برو منم با ید تو زندگی رو سر میکنم
گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
عیدا که شد عشق تو رو تو قلب هفت سین می چینم
با اینکه رفتی باز تو رو کنار هفت سین می بینم
غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
 اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
اگه بری یه وقت می ای می بینی مریم نداری
اون وقت باید دسته گل و رو خک مریم بذاری
اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
 اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت

16 Aug 2007

یک نفر.......

یک جایی.....love

تمام رویاهایش لبخند توست....

و زمانی که به تو فکر می کند .............

احساس می کند که زندگی واقعا باارزشه ..............

پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر داشته باش .

یک نفر.......

یک جایی......

در حال فکر کردن به توست.

15 Aug 2007

ستاره.....

شما یک ستاره را به دو دلیل می نگرید،برای انکه درخشان است و برای انکه نفوذ ناپذیر است.نزدیک به خود تشعشعی دلنواز تر و رازی بزرگتر دارید وآن زن است.

                                woman

                                  بینوایان ـ ویکتور هوگو

15 Aug 2007

 

The Moon she is a pretty girl who lives up in the stars

And that old cloud he's a great old man who loves her from afar

He loves her from afar

When Lady Moon smiles down on him ol' Cloud is all a-wonder

So he starts to sing to her and that's what makes the thunder

Can't ya listen baby that's what makes the thunder

Love is just a cloudy sky as far as I can see

And that ol' cloud up in the sky he got much chance in love as me

 

And some dry nights she won't come out when she hears him callin'

The tears come streamin' on down his cheeks and that's the rain a fallin'

Don't ya feel it baby hat's the rain a fallin'

Love is just a cloudy sky as far as I can see

And that ol' cloud up in the sky's got as much a chance in love as me

 

And when the night starts to gettin' light and he can see her goin'

He throws a kiss across the sky and that's the wind a blowin',

Can't ya feel it honey that's the wind a blowin'

Oh love is just a cloudy sky as far as I can see

And that ol' cloud up in the sky he's got as much a chance as me

   .He got as much a chance as me

                                           shel silverstein 

15 Aug 2007

سکه.......

جنگ عظیمی بین دو کشور درگرفته بود.ماه ها از شروع جنگ می گذشت و جنگ کماکان ادامه داشت .سربازان دو طرف خسته شده بودند .فرمانده یکی از دو کشور با طرحی اساسی قصد حمله بزرگی را به دشمن داشت و ان طرح با چنان دقت و درایتی ریخته شده بود که فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت ولی سربازان خسته دودل بودند.

فرمانده سربازان خود را جمع کرد و راجع به نقشه حمله خود ،توضیحاتی به انها داد.سپس سکه ای از جیب خود در اورد و گفت:"سکه را بالا می اندازم ،اگر شیر امد پیروز می شویم و اگر خط امد شکست می خوریم."سپس سکه را به بالا پرتاب کرد.سربازان با دقت حرکت و چرخش سکه را در هوا دنبال کردند تا به زمین رسید .

"شیر"امده بود.فریاد شادی سربازان به هوا برخاست.فردای انروز،با نیرویی فوق العاده به دشمن حمله کردند و پیروز شدند.پس از پایان نبرد ،معاون فرمانده نزد او امد و گفت:"قربان آیا شما واقعا میخواستید سرنوشت کشورمان را به یک سکه واگذار کنید؟"

فرمانده لبخندی زد و گفت:"بله".وسکه را به او نشان داد.

هر دو طرف سکه شیر بود!

14 Aug 2007

روزی مردی خواب عجیبی دید.دید که پیش فرشته هاست و به کارهای انها نگاه می کند.هنگام ورود دسته بزرگی از فرشته  ها را دید که سخت مشغول کارند و تندتند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند٬باز می کنند و ان ها را داخل جعبه می گذارند٬مرد از فرشته پرسید:شما چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه را باز می کرد٬گفت:اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت.باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و ان ها را توسط پیکهایی به زمین می فرستند.مرد پرسید شماها چکار می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت:اینجا بخش ارسال است٬ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.

مرد  با تعجب از فرشته پرسید:شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد:اینجا بخش تصدیق جواب است .مردمی که دعاهایشان مستجاب شده٬باید جواب بفرستندولی فقط عده ی بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید:مردم چگونه می توانند جواب بفرستد؟فرشته پاسخ داد:بسیار ساده٬فقط کافیست بگویند:خدایا شکر!

13 Aug 2007

برای مادرم......

A is for the actions so loving and good.
B is for the baby training on to womanhood.
C is for the Christ-likeness always shown.
D is for the deeds that are not known.
E is for the eyes that shine with love.
F is for the faith she receives from above.
G is for the goodness she bestows.
H is for the happiness that grows.
I is for the ideal she is to me.
J is for the Jesus in her I see.
K is for the kisses overflowing with love.
L is for the love, like that to above.
M is for the meekness her presence sweetly gives.
N is for the noteworthy life she lives.
O is for the overcoming spirit, rarer than gold.
P is for the prayers to God she has told.
Q is for the queenly spirit she shows.
R is for the Risen Savior, the One she truly knows.
S is for the suffering she bears without a word.
T is for the teaching given freely as it's heard.
U is for the understanding I love so well.
V is for the victorious life which is so worthy to tell.
W is for the willingness to supply my needs while in distress.
X is for the extra things I cannot express.
Y is for you, Mother, the one who is so dear.
.Z is for Zion where we'll meet without a tear
                                           

12 Aug 2007

And said the child:"How am I going to be able to understand when people talk to me,if I dont know the language that men talk؟"

That's easy"said God,"your angel will tell you the most beautiful and sweet words you will ever hear,and with much patience and care your angel will  teach you how to speak

10 Aug 2007

سخنان مشاهیر 3

- كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است. (استوارت ميل)

2- آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)

3- بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانو‌هايت زندگي كني. (رودي)

4- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)

5- بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)

6- عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)

7- چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

8- به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)

9- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم مي‌كند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)

10- اگر طالب زندگي سالم و بالندگي‌رو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)

11- زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)

12- دوست داشتن انسان‌ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)

13- عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)

14- ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)

15- جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)

16- هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايله)

17- تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا مي‌كنند. (والترنيس)

18- اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)

19- روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)

20- در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي. (آرنت)

21- براي آنكه كاري امكان‌پذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونك)

22- شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)

23- آدمي ساخته‌ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي‌انديشيده است. (مترلينگ)

24- اگر دريچه هاي ادراك شسته بودند،انسان همه‌ چيز را همان گونه كه هست مي‌ديد:بي‌انتها. (بليك)

25- برده يك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي‌كنند. (بردير فرانسوي)

26- هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)

27- نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. (هيلزهام)

28- هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني. (نيما يوشيج)

29- اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مي‌اندازند. (نيچه)

30- زيبائي در فرا رفتن از روزمره‌گي‌هاست. (ورنر هفته)

31- براي كسي كه شگفت‌زده‌ي خود نيست معجزه‌اي وجود ندارد. (اشنباخ)

32- تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر درباره‌ي پرسش‌هايي كه بنياد هستي ما را دگرگون مي‌كند. (ادگارمون)

33- «عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نمي‌كند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)

34- آرامش،زن دل‌انگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)

35- هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخ‌من)

36- تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)

37- با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.

38- علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزي)

39- من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)

40- دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

41- هميشه به آنچه مي‌گويي فكر كن ولي هرچه فكر مي‌كني مگو.

42- تپه‌اي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! (ضرب‌المثل ولزي)

43- خداوند،روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مي‌نويسد. (برزيلي)

44- تو ارباب سخناني هستي كه نگفته‌اي،ولي حرفهايي كه زده‌اي ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازي)

45- تا زمانيكه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتي كه در اين دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب‌المثل چيني)

46- بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. (جانسون)

47- اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)

48- شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. (سقراط)

49- ضعيف‌الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

50- به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. (ضرب‌المثل چيني)

51- براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. (ضرب‌المثل هندي)

52- براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگليسي)

53- به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسي)

54- مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندي)

55- بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بي‌وفاست.(حضرت علي عليه‌السلام)

10 Aug 2007

باران شدن!!....

 

آسمان تعطیل است و

 

بادها بـی کارند

 

ابرها خشک و خسیس

 

هق هق گريه ی خـود را خوردند ...

 

اما...

 

مـی توان آبـی بـود...

 

مـی شـود طوفان کـرد...

 

از پس هر دردی ٬ مـی شود سخت گریست !

 

مـی شود باران شد ...

 

گويـی باران گشتن راز پنهانـی آدم شدن است...

 

مـی توان آدم بود !

 

مـی شود باران شد

 

 

 

I purified my lips with the sacred fire to speak of love,but when i opened my lips i found myself speechless.
before i knew love,i was wont to chant the songs of love,but when i learned to know,the words in my mouth became naught save breath,and the tunes within my breast fell into deep silence.
من لبان خويش راباآتشي مقدس تطهير كردم تاازعشق سخن بگويم؛اما وقتي دهان گشودم؛ زبانم بند آمده بود.
پيش ازآنكه عشق را بشناسم؛عادت داشتم نغمه هاي عاشقانه سردهم؛اما شناختن راكه آموختم؛كلمات دردهانم ماسيد؛ ونواهاي سينه ام درسكوتي ژرف فروافتادند.
(جبران خليل جبران)


9 Aug 2007

سخنان مشاهیر 2

۱. يك درصد نبوغ، 99 درصد عرق ريختن. (توماس اديسون)

2. وقتي خواستي كاري را انجام دهي، تأمل كن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد. (پيامبر اكرم «ص»)

3. انسان از پيروزي چيزي را ياد نمي گيرد ولي از شكست خيلي چيزها را فرا مي گيرد. (ضرب المثل ژاپني)

4. سرمايه هاي هر دلي، حرف هايي است كه براي نگفتن دارد.

5. دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. (ماركز)

6. اگر فكر مي كنيد كه موفق مي شويد يا شكست مي خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده ايد.  (آنتوني رابينز)

7. وقتي انسان آرامش را در خود نيابد، جستجوي آن در جاي ديگر، كار بيهوده اي است. (لاروشفكو)

8. وقتي خداوند بنده اي را دوست دارد،

دنيا را از او منع مي كند چنان كه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع مي كنيد. (پيامبر اكرم «ص»)

9. مهم اين نيست كه در كجاي جهان ايستاده ايم، مهم اين است كه در چه مسيري گام برمي داريم.
 (هولمز)

10. سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم. (ماركس گداوير)

11. مغز ما يك دينام هزار ولتي است كه متأسفانه اكثرمان بيش از يك چراغ موشي از آن استفاده نمي كنيم.  (ويليام جيمز)

12. براي اين كه تغييري، ارزش واقعي داشته باشد بايد پايدار و ماندگار باشد. (آنتوني رابينز)


13. نبايد آن قدر در تفكر فرو رويم كه قدرت همه چيز از ما سلب شود. چرا كه اگر منظور تحقيق، صحت تفكرات ما باشد بايد بدانيم كه اغلب فكرهاي ناصحيح و غلط در عمل جبران و اصلاح خواهد شد. (مترلينگ)

14. غم خودش ما را پيدا مي كند بايد به دنبال شادي ها گشت. (نيچه)

15. انسان همان چيزي است كه خود باور دارد. (آنتوان چخوف)

16. زندگي خود را به صورت شاهكاري بي همتا درآوريد. (آنتوني رابينز)

17. تا كار تمام نشده است شخص بايد به خود بگويد كه هيچ كاري انجام نداده است. (رودورر)

18. در موقع كار چنان باش كه گوئي هرگز نخواهي مُرد و در موقع ترس و بيم چنان باش كه گوئي فردا خواهي مُرد.
(پيامبر اكرم «ص»)

19. آن كس كه سعي مي كند پرده از عيب ديگران بردارد ناگهان پرده از عيب خويش برداشته مي بيند و خود را رسواي خاص و عام يابد. (حضرت صادق «ع»)

20. بين حق و باطل 4 انگشت فاصله است سعي كنيد اين مسافت كوتاه را هميشه در قضاوت رعايت كنيد.
i. (امام علي «ع»)

21. آفت كار، دلبستگي نداشن به آن است. (امام هشتم «ع»)

22. خردمند كسي است كه كردارش، گفتارش را تصديق كند. (امام علي «ع»)

23. شكيبايي در مصيبت، از نشانه هاي مؤمن است. (مولاي متقيان)

24. از سنگ هايي كه سر راهتان است، براي ساختن پلكان استفاده كنيد.

25. آنكه تسليم خداوند است، همه چيز تسليم اوست.

26. خوابيده را مي شود بيدار كرد اما كسي كه خود را به خواب زده است هرگز نمي توان بيدار كرد.


27. اگر در پي آرامشيد، به پيشامدهاي زندگي برچسب خوب و بد نزنيد.

28. دلي كه مهر مي ورزد، هميشه جوان است.

29. اگر مغرور شويد، موفقيت به همان اندازه شكست، خطرناك است.

30. ساده ترين كار جهان اين است كه خودم باشم و دشوارترين كار جهان اينكه كسي باشم كه ديگران مي خواهند.

31. اگر رنگين كمان مي خواهيد بايد از خيسي باران لذت ببريد.

32. توهين كردن، نمايش اقتدار افراد ضعيف است.

33. هر وقت خواستيد، دربارة «راه رفتن» ديگري قضاوت كنيد كمي با كفش هاي او را برويد.

34. ديگران را ببخش، نه به اين علت كه آنها لياقت بخشش تو را دارند، به اين علت كه تو لياقت آن را داري كه آرامش داشته باشي.

35. بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي را كه لگد مالش مي كند خوشبو مي كند.

36. اگر كسي مي گويد كه براي تو مي ميرد دروغ مي گويد، حقيقت را كسي مي گويد كه براي تو زندگي مي كند.

37. زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي هاست، آن زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سياه و سفيد با هم به صدا در آيند.

38. انسان مانند رودخانه اي است كه هر چه عميق تر باشد، آرامتر است.

39. روخانه پر سر و صدا هرگز كسي را در خود غرق نكرده است.


40. ضرب المثل ها

a. با نيك مردان معاشرت كن تا بر تعدادشان بيفزايي. (ايتاليايي)

b. بدون خطر نمي توان بر خطر غلبه كرد.

c. براي آهنگر بودن بايد دم كوره آهنگري كرد. (لاتين)

d. بهترين دوست انسان در آيينه است. (سوئيس)

e. بگذار اوّل كساني بروند كه راه را بلدند. (آلباني)

f. براي يك كك پتوي خود را آتش نزن. (آلباني)

g. تحمل امروز تو، مقدمه آسايش فرداي توست. (بودا)

9 Aug 2007

سخنان مشاهیر 1

كسي كه زبانش را حفظ كند خدا عيب او را مي پوشاند. (امام علي «ع»)

كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا (ضرب المثل شرقي)

كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. (ضرب المثل آلماني)

نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. (ضرب المثل اسپانيائي)

قيمت و ارزش هر كس به اندازه كاري است كه به خوبي مي تواند انجام دهد. (امام علي «ع»)

به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. (شكسپير)

چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)

بهترين يار و پشتيبان هر كس بازوان تواناي اوست.

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. (لردآديبوري)

كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. (مثل اسپانيولي)

بالاترين ارزش براي انسان اينست كه راهي به شناخت خويش پيدا كند. (امام علي «ع»)

كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. (مثل فرانسوي)

همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل آلماني)

ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست. (شكسپير)

اشخاصي را كه از فرصت هاي مناسب زندگي خود كمال استفاده را مي برند خود ساخته مي گويند. (توتل)

ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است. (كنفوسيوس)

خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز)

كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي لذت نتواند برد. (اسپانيولي)

زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. (افلاطون)

ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر ندارد.

آنان كه به علم خود عمل نكنند مريض را مانند كه دوا دارد و به كار نبرد. (ديمقراطيس)

گرز برزگ زندگي ممكن است سرم را بشكند اما گردنم را خرد نمي كند. (مثل چيني)

نيروهائي كه براي انداختن كار امروز به فردا مصرف مي شود غالباً‌ براي انجام وظيفه همان روز كافيست.

كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. (مثل آرژانتيني)

كسي كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)

تنبلي، آدمي را خيالپرست بار مي آورد. (پوسه نه)

بكوش در آباداني دنياي خود چنان چه مي خواهي دائم در آن زندگي كني. (امام علي «ع»)

كسي كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست. (ژاپني)

نشانه و مشخصه عاقل ترين مردم، خوش اخلاق ترين آنهاست. (امام صادق«ع»)

كار، عشقي قابل رؤيت است.

آنكه روزگارش به تنبلي گذشت دچار عسرت و پشيماني گشت.

اگر مردم را به حال خود گذاشتي، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. (توماس مان)

آزادي در بي آرزوئي است. (بودا)

ديروز را فراموش كنيد، امروز كار كنيد، به فردا اميدوار باشيد.

در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده. (كانت)

سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.

هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت ندارد. (سنت فرانسيس)

تپه اي وجود ندارد كه سراشيبي نداشته باشد. (مثل اسكاتلندي)

پيروزي، به دور انديشي و محكم كاري است. (امام علي «ع»)

كسي كه پرده از روي اسرار ديگران برداشت، رازهاي پنهانش آشكار شود. (امام صادق «ع»)

هر كه گره از كار مسلماني بگشايد خداوند در دنيا و آخرت گره از كارش خواهد گشود. (امام حسين «ع»)

كسي كه به اندازه يك دانه خردل نخوت در دل داشته باشد وارد بهشت نمي شود. (پيامبر «ص»)

كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد. (محمدعلي كلي)

تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. (الكس هيل)

من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم سعي كنيد همه را راضي نگه داريد. (بيل كازبي)

زندگي شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست بگيريد.

اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.

كسي كه همه راهها را مي جويد، همه را از دست مي دهد.

يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است. (لوبون)

جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. (سقراط)

اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. (ژاك دوال)

بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)

دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)

سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران خليل جبران)

دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (دور وبل)

شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)

ارزش انسان به داشته هايش نيست، به چيزي است كه آرزوي بدست آوردنش را دارد. (جبران خليل جبران)

مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)

دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

دنيا بسيار وسيع است و براي همه جائي هست، سعي كنيم جاي واقعي خود را پيدا كنيم.

هر اقدامي اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر مي رسد. (كارلايل)

آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است. (موريس مترلينگ)

به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)

كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. (مونتسكيو)

زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (ريچارد كارسون)

اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي، اميد بايد با حركت توأم باشد. (محمد اقبال)

اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. (موريس مترلينگ)

فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران خليل جبران)

اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)

انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف باشد. (ادكارآلن پو)

همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست. (امام حسين «ع»)

انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان دهد. (رولن)

نوابغ بزرگ زندگي نامه بسيار كوتاهي دارند. (امرسون)

نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون)

مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (لينكلن)

بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. (كنفوسيوس)

اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي، قانونمند زندگي كن. (ولتر)

شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر است. (گاندي)

تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)

خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم.

زندگي دشوار است اما من از او سرسخت ترم.

همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا)

مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و دمنه)

صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو نخواهد شد. (ناپلئون)

سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي كند. (پاسكال)

كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. (ولتر)

بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. (مثل فرانسوي)

جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. (مثل چيني)

از دشتمن خودت يكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. (چارلي چاپلين)

علت هر شكستي عمل كردن بدون فكر است. (الكس مكنزي)

بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. (ديل كارنگي)

آنچه ما بكاريم درو مي كنيم و سرنوشت ما را به جزاي كارهايمان خواهد رسانيد. (اپيكوس فيلسوف)

بدون باختن برنده نمي شوي. (مثل روسي)

انسان فرزند كار و زحمت خويش است. (داروين)


اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و

 

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)

 

8 Aug 2007

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.
  دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته که نیکی ما به ازائی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد.پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد.لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری ، پیروزی ازآن دکتر کلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود.به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز کردن پکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پکت را باز کرد.چیزی توجه اش را جلب کرد.چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»

  
مترجم: دکتر مقدم

8 Aug 2007

خدایش با او صحبت کرد ....

این مطلب رو شاید بارها خونده باشین.ولی حیفم اومد نذارمش اینجا

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»
من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»
خدا جواب داد....
« اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند»
«اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»
«اینکه با نگرانی به اینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در اینده زندگی می کنند»
«اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....
سپس من سؤال کردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند»
« اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»
«اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»
« اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند»
« یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است»
« اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»
« اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»
« اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
« از وقتی که به من دادید سپاسگذارم»
و افزودم: « چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟»
خدا لبخندی زد و گفت...
«فقط اینکه بدانند من اینجا هستم»
« همیشه»

3 Aug 2007

علي معلم

عشق

بیا که از شب دوشین در اضطراب توام
چو صبح منتظر تیغ آفتاب توام
سپید بخت منا، حال تیره روزان بین
تو آفتابی و من شام در رکاب توام
چه پرسشی است، که چون سر به جیب در بردی؟
چنین نشسته در اندیشه ی جواب توام
به روی من بفشان زلف عنبر افشان را
که همچو باد صبا نشئه ي گلاب توام
درون هر رگ جانم چو برگ گل جاری ست
هنوز لذت آغوش پیچ و تاب توام
ز باده نوشی و مستی نمی کنم پرهیز
که همچو نرگس بیمار تو خراب توام
کتاب حکمت و دین را به آب می شستم
چو عشق نکته ای آموخت از کتاب توام
اگر چه نیست حسابی به کار اهل هنر
همیشه بنده ی الطاف بی حساب توام

 

 

بيگانه

بی غمت با شادی عالم چنان بیگانه ام
کاب و رنگ گریه دارد، خنده مستانه ام
زندگی را در سر می تا نکردم، چون حباب
سیل ویرانگر نشد خشت بنای خانه ام
عقل افلاطون و شور عشق مجنون با من است
اولین فرزانه یعنی آخرین دیوانه ام
حرفی از عشق تو با فرهاد گفتم دوش من
بردش اندر خواب شیرین گرمی افسانه ام
بسته بالی کرد مارا کعبه خونین دلان
می کند گل روز و شب پرواز گِرد لانه ام
شعر امروز آشنای تازه ي اهل نظر
کرده با افسون " معلم" با غزل بیگانه ام


3 Aug 2007

فقط به خاطر تو

آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من
من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
عشق تو پنهون میکنی فقط به خاطر من
من دلم و خون می کنم فقط به خاطر تو
از دور تماشا میکنی فقط به خاطر من
من دل و رسوا میکنم فقط به خاطر تو
از خوبیات کم میکنی فقط به خاطر من
رشته رو محکم می کنم فقط به خاطر تو
تو خودت رو گم میکنی فقط به خاطر من
من خودم رو گم میکنم فقط به خاطر تو
شعله رو خاموش میکنی فقط به خاطر من
شب رو فراموش میکنم فقط به خاطر تو
تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من
دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو
یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو
تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من
خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو
به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من
جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
تو من و بیرون میکنی فقط به خاطر من
قلبم رو ویرون میکنم فقط به خاطر تو
میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
یه عمره که تنگه دلم فقط به خاطر تو
تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو
می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من
من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو
تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شکایته فقط به خاطر تو
میگیری از من فاصله فقط به خاطر من
دست میکشن از هر گله فقط به خاطر تو
تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
ناز میکنی برای من قفط به خاطر من
من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو
نیستی کنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من
دلم کسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو
دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
یه عمر میکشم عذاب فقط به خاطر تو
دلت شکسته می دونم فقط به خاطر من
منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو
 آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

2 Aug 2007

...!

خدایا:

مگذار که :

ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .

که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .

که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .

که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .

خدایا می دانم که اسلامِ پیامبرِ تو با « نه » آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با « نه » آغاز شد .

مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی ! به« اسلام آری » و به « تشیع آری » کافر گردان .

« دکتر علی شریعتی »

29 Jul 2007

دکتر علی شریعتی

۱۰ سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است :  

۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است

24 Jul 2007

در میان برگهای زرد

تاب می خورم
 تاب می خورم
 می روم به سوی مهر
 می روم به سوی ماه
در کجا به دست کیست
بند گاهواره ام ؟
برگهای زرد
 برگهای زرد
 روی راهی از ازل کشیده تا ابد
مثل چشم های منتظر نگاه میکنند
 در نگاهشان چگونه بنگرم
چگونه ننگرم ؟
از میانشان چگونه بگذرم
 چگونه نگذرم ؟
بسته راه چاره ام
 از درون اینه
 چهرهای شکسته خسته
 بانگ می زند که
وقت رفتن است
 چهره ای شکسته خسته
 از برون جواب می دهد
نوبت من است؟
من در انتظار یک شایاره ام
 حرفهای خویش را
 از تمام مردم جهان نهفته ام
 با درخت و چاه و چشمه هم نگفته ام
مثل قصه شنیده آه
نشنود کسی دوباره ام
ای که بعد من درون گاهواره ات
سالهای سال
می روی به سوی مهر
می روی به سوی ماه
یک درنگ
یک نگاه
روی راهی از ازل کشیده تا ابد
 در میان برگهای زرد
می تپد به یاد تو هنوز
قلب پاره پاره ام

فریدون مشیری

23 Jul 2007

عشق

عشق هرجا رو کند آنجا خوش است
گر به دریا افکند دریا خوش است
گر بسوزاند در آتش دلکش است
ای خوشا آن دل که در این آتش است
تا بینی عشق را ایینه وار
آتشی از جان خاموشت برآر
هر چه می خواهی به دنیا نگر
دشمنی از خود نداری سخت تر
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جان نو خورشیدوار
عشق هستی زا و روح افزا بود
هر چه فرمان می دهد زیبا بود

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html