آدم
آدم باید هر روز مقداری موسیقی گوش کند،
یک شعر خوب بخواند،
یک نقاشی قشنگ ببیند
و اگر پا داد یک جمله عاقلانه نیز بگوید.
- به نقل از گوته
* پی نوشت :
- چقدر آدم بودم خوب به نظر میرسه ...
« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »
آدم باید هر روز مقداری موسیقی گوش کند،
یک شعر خوب بخواند،
یک نقاشی قشنگ ببیند
و اگر پا داد یک جمله عاقلانه نیز بگوید.
- به نقل از گوته
* پی نوشت :
- چقدر آدم بودم خوب به نظر میرسه ...
عشق ینی :
بهش بگی دوسش نداری ؛
و بعد بری یه گوشه و حسابی گریه کنی ...
این روزها سعی می کنم یاد بگیرم چگونه می توانم همه را دوست داشته باشم ,
همه را , زشت و زیبا و مورچه و دیوار را
همه را دوست داشته باشم و ... و دلبسته به هیچکس نباشم
دلبسته بودن , شبیه طنابی در گردن داشتن است
باید مواظب باشی و گرنه
یا خودت از دست می روی یا طناب بیچاره پاره می شود ,
اگر خودت از دست بروی , دو حالت دارد
یا طناب برای همیشه نعش خاطرات تو را , آویزان بر خودش حفظ می کند
و یا از گردن بی جان تو بر گردن تازه نفسی دیگر می افتد
و اگر طناب پاره شود , یا تو در چاله های تاریک سردرگمی سقوط می کنی
و یا دنبال طنابی دیگر برای آویزان کردن خودت می گردی ,
رسم زندگی همین است ... و رسم عاشقی .
- چی می خوای پسرم ؟
- من ... اممم ...
من ازون آسمون آبی می خوام
من ازون شبای مهتابی می خوام
دلم از خاطره های بد جدا
من ازون وقتای بی تابی می خوام
- جااااااااان ؟؟!!؟ با صد تومن فقط یه آدامس خرسی می تونی بخری ... از ای چیزایی که گفتی نداریم . می خوای ؟
- آره دیگه .. همینه ... همینو می خواستم .
- عجب دوره ای شده .. همه خل وچل شدن به خدا ..
*

آفتاب می تابد ،
می تابد رختی از نور بر تنم ،
داغ ،
مثل حسی که توی رگ هایم می دود ،
می دود ،
مثل دختر بچه ای که بادبادکش را باد برده است ،
تند ،
مثل طعم فلفلی که وقتی حواسم پرت است توی ظرف سوپ می پاشد ،
می پاشد ،
قطره های باران را ابر مهربان بر صورتم ، بعد از ظهر اردیبهشت ،
اردیبهشت ،
آفتاب هست و باران هست و تو نیستی و انگار هیچ چیز هست و همه چیز نیست،
داغ می دود ، تند می پاشد ،
دل توی دلم نیست ، دلم نیست ، تو نیستی و این اشتراک نامطلوب تازیانه می زند به پشت پلک های بسته ام،
کاش آفتاب می بارید و باران می تابید و تو بودی ،
اگر اینجور ، ناجور بود ، همه چیز جور بود ،
آی مهربانی که به تو اخم کردن نمی آید ،
لجبازی ات درپشت پنهان کردن خنده هایت مور مور می کند ،
زیر بارانی یا که آفتاب یادت نرود چترت را ببری ؛
نمی خواهم خدا از آن بالا ببیندت ،
آخر ، خدا هم مثل من ، زود عاشق می شود ...