تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

20 Oct 2008

سيرزيف

0: نمی‌دونم چرا این‌قدر زندگی سخت شده!
1: زندگي سخت نيست. بيش‌تر مسخره است.
0: نه، هیچ‌‌چیز مسخره نیست!
1: هست.. همه‌چيز!
0: برای من که نیست.
1: هنوز نشده...
0: فکر نکنم بشه برام.
1: خوبه. چون دقيقاً از همون‌جا به بعد، اندوه‌بار هم ميشه قضيه...
 

پی‌نوشت:
می‌خواستی بدانی چه شکلی‌ام این روزها. سیزیف شده‌ام...
زیر این سنگ، دارم می‌سوزم... از تب...
و هی
قطره
قطره
کم می‌شود ازم...

8 Oct 2008

صدای ِ سوت ِ ایست!

به دنبال ردّی از تو
بیرون می‌زنم
از خودم
از خانه
گرد شهر پرسه می‌زنم.

از صدای ِ سوت ِ ایست و
تابلوهای ِ خطر
برمی‌گردم...
دست‌ ِ خالی
به خانه
به خودم...

در خودم قدم می زنم
از تو سردرمی‌آورم... 

تو همیشه مرا غافلگیر می‌کنی!

 

پی‌نوشت:
چه  خوب گفته است
نسيم:
چیزهایی در زندگی وجود دارند که از اولین لحظه مواجهه با آن‌ها، می‌فهمی کنار آمدن با آن چیز یا کس هیچ‌وقت مسیر عادی خودش را طی نمی‌کند. ولی تو هر بار می‌خواهی به خودت بقبولانی که برداشتت اشتباه بوده و یک بار دیگر به امتحان‌اش می‌ارزد. چه سیکل احمقانه‌ای! 

البته من سرخودانه یک تغییرات کوچک ادبی و املایی هم انجام داده‌ام!

5 Oct 2008

این جور موقع ها

بعضی وقتا , در بعضی موقعیتا,
ما همون کاری رو می کنیم که همه می کنن ,
و چیزی رو میگیم که همه می گن ,
و این ,
واقعا ,
خیلی بده ...

26 Sep 2008

پشت پرده

کاش خونتون پنجره داشت
پنجره تون پرده نداشت
پرده برات می خریدم
رو پنجره می کشیدم
پردهء تور صورتی
با سایه های خط خطی
باد می اومد تکون می خورد
کنار می رفت
باد می اومد
تکون می خورد
کنار می رفت ...

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html