تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

19 Nov 2008

نمی خواهد با تو باشد و به اون فکر کند


 
ايستگاه قطار و هزاران چشم گريان از جدايی، دوری و صدای شکسته شدن دلها.
ايستگاه قطار و هزاران چشم گريان از تازه شدن ديدار ها و شکوفه دادن اميد.
و راننده لوکوموتيوی که بی تفاوت به نگاه ها، هر روز با قطارش سوت کشان ميرود و می آيد.
.

8 Nov 2008

متولدين ديروز و مردگان فردا ما هستيم

عزيزم وسط فيلم چقدر حرف ميزنی
مثلاً برای ديدن اين فيلم پول داديما!!

29 Oct 2008

اون کسی که ميتونست با من بياد، هيچ وقت نبود

داشت فکر می کرد که ای کاش به دنيا نمی آمد که اين همه
دنيا را تلخ بنگرد و بنويسد.
هيزم های زندگيش قصدی برای سوختن نداشتند
اگر هم آتشی بود، فقط نوافشانی می کرد. از گرما خبری نبود.
.
داشت فکر می کرد که بچگی کرد اسير بازی کودکی شرور شد
دلی سرخ و زنده داد و دلی چرکين و شکسته گرفت
.

27 Oct 2008

فرشته ها هم می میرند

بيهوده تلاش نکن
بادبادکی که سقوط کرد، ديگر نمی تواند پرواز کند
می دانم، آسمان او را ديگر نمی خواهد

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html