تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

19 Mar 2009

هفت سين

سلام دادی
سکوت کردم
عشق بارید
سبز شدیم
سرد شدم
سیر شدی
ساده آمدم
ساده‌تر رفتی... 

چیزی به لحظه‌ی تحویل نمانده است...
ستاره‌ام را بده،
سایه‌ات را بگیر.


پی‌نوشت:
آیا بهار که بیاید، واقعاً زمستان خواهد رفت؟

به امید اینکه سال 88 مردم خالی نبندند ، قپی نیایند ، متلک نگویند و روی اعصاب همدیگر رژه نروند ...

18 Mar 2009

عید

- گیرم که هر روز ، عید باشد
دل بی حوصله با  "شیرینی"  سرش کلاه نمی رود .

8 Mar 2009

بوي عيدي بوي توپ

 

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگ

با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگیم و در میکنم


شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بقچه های نون
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک ترس
نا تمام گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینها زمستون رو سر میکنم با اینها خستگی مو در میکنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی حوض یک آبنتنی
با اینها زندگی مو سر میکنم با اینها خستگیم و سر میکنم با اینها زمستون رو سر میکنم

دي جي ممسي - آهنگ كودكانه فرهاد

5 Mar 2009

دلیل موجه

- چرا ازدواج کردی ؟
- آخه میگن تا ازدواج نکنی به هیچ جا نمیرسی !

2 Mar 2009

با عجله رفتی، سعادت بايد همين باشد

 
توی دنيايی که ساعت هايش تند تند خسته می شوند و باطری تمام می کنند
شايد حق با تو باشد، بايد به يک سکوت مطلق رفت

20 Feb 2009

احساسات زیر پوستی

- این روزها
 احساس می کنم آدم برفی ام
داغم نکن ...

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html