تبليغاتX
TiT FoR TaT

« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »

20 Jan 2009

نه‌های روزگار...



نه گفتن همیشه واسم سخت بوده...
برای نه‌های کوچک٬ به جای کلنجار رفتن با خودم معمولا از گفتن‌شون صرف‌نظر می‌کنم
اما نه‌های بزرگ به این سادگی نیست...
هرچند عذاب وجدان گفتن‌شون هم بزرگ‌تر باشه...

به هرحال گفتم نه...

شاید انتقام نه‌هایی رو که روزگار بهم گفته رو دارم از تو می‌گیرم...

چرخه‌ی مسخره‌ایه...

روزگار غریبی‌ست به قول ...

پس مانده های شهر را
در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم!
و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم.
من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم !
و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست!
-همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش-
چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد
و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی!
من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است
من تمام مشق های دیشب را از بَرم!
حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم!
از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر
به شانه های شب پناه مبرم
و در استحاله ای غریب
بر دیواره های خیابان رسوب میکنم!
چراغ سبز می شود
و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم!
و تو فقط می نالی که ــ متاسفم!
ــآی غریبه! گل نمی خری؟
خانم! آقا! گل بخرید...!!

Previous posts

Links

      RSS 
Powered by Blogfa
Template Designer Blogger Templates
Template Translator Green applE

طراحي قالب-کدهاي html