چرا اين سکوت لعنتی شکسته نميشه
گاهی که دلم ميگيره عينه ديشب دوست دارم برگردم به عقب.
کوله خودم را مشتاقانه زير و رو می کنم تا شايد چيزی پيدا کنم که حتی اندکی بتواند مرا شاد کند.
افسوس درون کوله هيچی نيست جز چند تا اسم و خاطره و آرزو و رويای نيمه گاز زده.
افسوس درون کوله هيچی نيست جز چند تا اسم و خاطره و آرزو و رويای نيمه گاز زده.
