« Hichgah Be BonBast Nakhaham Resid... Ya Rahi Peyda Khaham Kard Ya Rahi Khaham Sakht... »
18 Jan 2009
يه بسته آدامس
پشیمونی بعد از هر اشتباه مثل خوردن یک آدامس نعنایی بعد از کشیدن یه نخ سیگاره فقط حیف که آدامسا معمولا زود طعمشونو از دست میدن و آدم مجبوره پرتشون کنه بیرون!
پس مانده های شهر را در زباله دان ِ افکارم ، عبرت میکنم! و در سیاه چاله های جایی دور فرو می برم. من تمام ِ مشق های دیشب را از بَرم ! و آن خطی را که میان ناممان کشیدی را خوب یادم هست! -همان خطی که "خط فاصله" نامیدی اش- چون نمی خواستی حروفمان به هم بچسبد و گناه ِ ناکرده ی"بی معنایی" شوی! من خوب یادم هست که گفتی جای ِ من پشت همین چراغ های قرمز است من تمام مشق های دیشب را از بَرم! حفظ می کنم ، نمره ی بیست نمی گیرم! از میان فراموشی رنگارنگ این بوقهای شهر به شانه های شب پناه مبرم و در استحاله ای غریب بر دیواره های خیابان رسوب میکنم! چراغ سبز می شود و من ، سبزی انگشتانت را جوانه می شوم! و تو فقط می نالی که ــ متاسفم! ــآی غریبه! گل نمی خری؟ خانم! آقا! گل بخرید...!!